شب قدر ... دعا برای فرج یادمان باشد
شیخ گفت: چهل شب هر شب صد بار
“رب ادخلنی مدخل صدق"را بخوانید امام زمان را می بینید.
رفت وآمد گفت: “خواندم و ندیدم.”
جواب شیخ مو را به تنش راست کرد:
“توی مسجد که نماز می خواندی
سیدی بهت گفت انگشتر دست چپ کراهت دارد
گفتی کل مکروه جایز ! آن سید امام زمانت بود.”
...آنان در کار ما سخت در مانده اند...
دنبال توافق خوبیم...
«مهمترین خطوط قرمز مذاکرات هستهای»مطرح شده در بیانات رهبر انقلاب در دیدار مسئولان نظام ۱۳۹۴/۰۴/۰۲
۱. عدم پذیرش محدودیتهای بلند مدت
ما برخلاف اصرار امریکاییها محدودیتهای بلند مدت ۱۰، ۱۲ ساله را قبول نداریم و مقدار سالهای مورد قبول محدودیت را به هیئت مذاکره کننده گفتهایم.
۲. ادامه کار تحقیق و توسعه و ساخت و ساز در زمان محدودیت
در طول سالهای محدودیت هم باید تحقیق و توسعه ادامه داشته باشد. آنها میگویند در مدت ۱۲ سال هیچ کاری نکنید اما این، یک حرف زور مضاعف و غلط مضاعف است.
۳. لغو فوری تحریمهای اقتصادی، مالی و بانکی هنگام امضای موافقتنامه و سایر تحریمها در فواصل معقول
تحریمهای اقتصادی، مالی و بانکی چه مربوط به شورای امنیت، چه کنگره امریکا و چه دولت امریکا باید فوراً هنگام امضای موافقتنامه لغو و بقیه تحریمها هم در فواصل معقول برداشته شود.
۴. منوط نشدن لغو تحریمها به اجرای تعهدات ایران
لغو تحریمها نباید به اجرای تعهدات ایران منوط شود، نگویند شما تعهدات را انجام دهید بعد آژانس گواهی دهد تا تحریمها لغو شود، ما این مسئله را مطلقاً قبول نداریم. اجرائیات لغو تحریمها باید با اجرائیات تعهدات ایران متناظر باشد.
۵. مخالفت با موکول کردن هر اقدامی به گزارش آژانس
ما با موکول کردن اجرای تعهدات طرف مقابل به گزارش آژانس مخالفیم. چون آژانس بارها و بارها ثابت کرده مستقل و عادل نیست، بنابراین ما به آن بدبین هستیم. میگویند «آژانس باید اطمینان پیدا کند» این چه حرف نامعقولی است؟ چگونه اطمینان پیدا کند مگر اینکه وجب به وجب این سرزمین را بازرسی کند.
۶. مخالفت با بازرسیهای غیرمتعارف، پرس و جو از شخصیتهای ایران و بازرسی از مراکز نظامی
با بازرسیهای غیرمتعارف و پرس و جو از شخصیتها را هم به هیچوجه بنده موافق نیستم. بازرسی از مراکز نظامی را هم نمیپذیریم همچنان که قبلاً هم گفتیم.
۷. مخالفت با زمانهای ۱۵ و ۲۵ سال برای اتمام برخی موضوعات
زمانهای ۱۵ سال و ۲۵ سال که دائماً میگویند برای فلان چیز را هم ما قبول نداریم. این زمان مشخص است و تمام خواهد شد.
هر آنچه رهبری در جلسات عمومی میگوید عیناً همان مسائلی است که در جلسات خصوصی به رئیسجمهور و دیگر مسئولان ذیربط میگوید بنابراین این خط تبلیغی غیرصحیح که از برخی خطوط قرمز رسمی در جلسات خصوصی صرف نظر شده است، خلاف واقع و دروغ است.
ماه برکت
شَهرُ رَمَضانَ شَهرُ اللّه عَز َّوَ جَلَّ وَ هُوَ شَهرٌ يُضاعِفُ اللّهُ فيهِ الحَسَناتِ وَ يَمحو فيهِ السَّيِّئاتِ وَ هُوَ شَهرُ البَرَكَةِ؛
ماه رمضان، ماه خداست و آن ماهى است كه خداوند در آن حسنات را مى افزايد و گناهان را پاك مىكند و آن ماه بركت است.
بحار الانوار(ط-بیروت) ج93 ، ص340 - فضایل الاشهر الثلاثه ص95
*سالروز آغاز امامت امام خامنه ای (مد ظله العالی) مبارک*
نا امید نباش!
خداوند تو را دوست دارد ای جوان اگر...
حضرت رسول (ص) ميفرمايند: خداوند بر وجود جوان عبادت پيشه بر ملائكه مي نازد و مباهات مي كند. پيامبر خدا (ص) همچنین ميفرمايند: خداوند جواني را كه جوانيش را در بندگي خدا بگذراند دوست مي دارد.
ولادت حضرت علی اکبر (ع) و روز جوان مبارك باد
جواني، آغاز شكفتن است. جواني، ميلاد دوباره انسان است. انسان در جواني، بار تكليف الهي را به تازگي بر دوش گرفته است. خداوند، بسياري از نعمت هايش را در جواني به انسان ارزاني ميدارد.
حضرت علي اکبر(ع) فرزند بزرگ امام حسين (ع) در مدينه متولد شد. مادر بزرگوار ايشان ليلا دختر ابى مره مي باشد. وي زمانى چند در خانه امام حسين عليه السلام به سر برد و روزگارى در زير سايه حسين (ع) بزیست. ليلا براى امام حسين (ع) پسرى آورد، رشيد، دلير، زيبا، شبيه ترين كس به رسول خدا صلى الله عليه و آله رويش روى رسول ، خويش خوي رسول ، گفت و گويش گفت و گوى رسول خدا صلى الله عليه و آله؛ هر كسى كه آرزوى ديدار رسول خدا را داشت بر چهره پسر ليلا مى نگريست تا آنجا که پدر بزرگوارش مي فرمايد :” هرگاه مشتاق ديدار پيامبر مى شديم به چهره او مى نگريستيم “؛ به همين جهت روز عاشورا وقتى اذن ميدان طلبيد و عازم جبهه پيكار شد،امام حسين(ع) چهره به آسمان گرفت و گفت: ” اللهم اشهد على هؤلاء القوم فقد برز اليهم غلام اشبه الناس برسولك محمد خلقا و خلقا و منطقا و كنا اذا اشتقنا الى رؤية نبيك نظرنا اليه…”
حضرت علي اکبر در كربلا حدود 25 سال داشت.برخي راويان سن ايشان را 18 سال و 20 سال هم گفته اند. او اولين شهيد عاشورا از بنى هاشم بود. شجاعت و دلاورى حضرت على اكبر (ع) و رزم آورى و بصيرت دينى و سياسى او، در سفر كربلا بويژه در روز عاشورا تجلى كرد. سخنان و فداكاريهايش دليل آن است. وقتى امام حسين (ع) از منزلگاه “قصر بنى مقاتل” گذشت، روى اسب چشمان او را خوابى ربود و پس از بيدارى ” انا لله و انا اليه راجعون ” گفت و سه بار اين جمله و حمد الهى را تكرار كرد. حضرت على اكبر (ع) وقتى سبب اين حمد و استرجاع را پرسيد، حضرت فرمود: در خواب ديدم سوارى مىگويد اين كاروان به سوى مرگ مىرود. پرسيد:مگر ما بر حق نيستيم فرمود:چرا. پس گفت: “فاننا اذن لا نبالى ان نموت محقين ” پس باكى از مرگ در راه حق نداريم.
روز عاشورا نيز پس از شهادت ياران امام، اولين كسى كه اجازه ميدان طلبيد تا جان را فداى دين كند او بود. اگر چه به ميدان رفتن او بر اهل بيت و بر امام بسيار سخت بود، ولى از ايثار و روحيه جانبازى او جز اين انتظار نبود. وقتى به ميدان مىرفت،امام حسين(ع) در سخنانى سوزناك به آستان الهى، آن قوم ناجوانمرد را كه دعوت كردند ولى تيغ به رويشان كشيدند، نفرين كرد. على اكبر چندين بار به ميدان رفت و رزمهاى شجاعانهاى با انبوه سپاه دشمن نمود.
پيكار سخت، او را تشنه تر ساخت؛ به خيمه آمد. بى آنكه آبى بتواند بنوشد، با همان تشنگى و جراحت دوباره به ميدان رفت و جنگيد تا به شهادت رسيد. قاتل او مرة بن منقذ عبدى بود.پيكر حضرت على اكبر (ع) با شمشيرهاى دشمن قطعه قطعه شد.وقتى امام بر بالين او رسيد كه جان باخته بود. امام حسين (ع) صورت بر چهره خونين حضرت على اكبر (ع) نهاد و دشمن را باز هم نفرين كرد.
“قتل الله قوما قتلوك…"و تكرار مىكرد كه:"على الدنيا بعدك العفا".و جوانان هاشمى را طلبيد تا پيكر او را به خيمه گاه حمل كنند. حضرت على اكبر ، نزديكترين شهيدى است كه با امام حسين(ع)دفن شده است.مدفن او پايين پاى ابا عبد الله الحسين(ع) قرار دارد و به اين خاطر ضريح امام،شش گوشه دارد.