به یاد مولا
سرشک نیاز
دلی که پیش تو ره یافت باز پس نرود هوا گرفته ی عشق از پی هوس نرود
به بوی زلف تو دم می زنم درین شب وگرنه چون سحرم بی تو یک نفس نرود
چنان به دام غمت خو گرفت مرغ دلم که یاد باغ بهشتش درین قفس نرود
نثار آه سحر می کنم سرشک که دامن توام ای گل ز دسترس نرود
دلا بسوز و به جان بر فروز آتش عشق کزین چراغ تو دودی به چشم کس نرود
فغان بلبل طبعم به گلشن تو خوش است که کار دلبری گل ز خار و خس نرود
دلی که نغمه ی ناقوس معبد تو شنید چو کودکان ز پی بانگ هر جرس نرود
بر آستان تو چون سایه سر نهم همه عمر که هر که پیش تو ره یافت باز پس نرود
فرض کن مهدی (عج) بر تو ظاهر گردد:
فرض کن مهدی (عج) بر تو ظاهر گردد:
ظاهرت هست چنانی که خجالت نکشی؟ باطنت هست پسندیده ی صاحب نظری؟
خانه ات لایق او هست که مهمان گردد؟ لقمه ات در خور او هست که نزدش ببری؟
پول بی شبه و سالم ز همه داراییت؟ داری آن قدر که یک هدیه برایش بخری؟
حاضری گوشی همراه تو را چک بکند؟ با چنین شرط که در حافظه دستی نبری؟
واقفی بر عمل خویش تو پیش از دگران؟ میتوان گفت تو را شیعه اثنی اعشری؟
سر عاشق شدنم لطف طبیبانه توست … ورنه عشق تو کجا این دل بیمار کجا …
کاش در نافله ات نام مرا هم ببری … که دعای تو کجا عبد گنهکار کجا …..
یا مهدی ادرکنی ……
حضرت مهدی عج الله
همواره آشکارم
گفتم که در فراقت عمریست بی قرارم گفت از فراق یاران من نیز بی قرارم
گفتم به جز شما من فریادرس ندارم گفتا به غیر شیعه من نیز کس ندارم
گفتم که یاورانت مظلوم هر د یارند گفتا مرا ببینند مظلوم روزگارم
گفتم که شیعیانت در رنج ودر عذابند گفتا به حال ایشان هر لحظه اشکبارم
گفتم که شیعیانت جمعند به یاری تو گفتا که من شب وروز در انتظار یارم
گفتم که چشم شیعه گریان بود به راهت گفتا که من همیشه بردیده اشک دارم
گفتم که دشمن تو در فکر محو شیعه است گفتا به حال شیعه هر لحظه پاسدارم
گفتم که انتقام مادر ،توکی بگیری گفتا به چشم گریان من لحظه می شمارم
گفتم به شیعیانت آیا پیام داری گفتا که گفته ام من هر دم در انتظارم
گفتم که ای امامم از ما چرا نهانی گفتا به چشم محرم همواره آشکارم
گفتم به چشم انوار آیا تو پا گذاری گفتا که شستشوی ده شاید که پا گذارم
سید بهاءالدین انوار
باز هم جمعه شد اما...
وقتی امام زمان (عج) به دیدار شیعیان خود می رود!
مرحوم آیت الله سّید محمد باقر مجتهد سیستانی، پدر آیت الله العظمی حاج سیّد علی سیستانی، در مشهد مقدس، برای آنکه به محضر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف شرفیاب شود، ختم زیارت عاشورا را چهل جمعه هر هفته در مسجدی از مساجد شهر آغاز می کند.
ایشان می فرمود: در یکی از جمعه های آخر، ناگهان شعاع نوری را مشاهده کردم که از خانه ای نزدیک به آن مسجدی که من در آن مشغول به زیارت عاشورا بودم می تابید. حال عجیبی به من دست داد و از جای برخاستم و به دنبال آن نور به در آن خانه رفتم.
خانه کوچک و فقیرانه ای بود که از درون آن نور عجیبی می تابید. در زدم. وقتی در را باز کردند مشاهده کردم که حضرت ولی عصر (عج) در یکی از اتاق های آن خانه تشریف دارند و در آن اتاق جنازه ای را مشاهده کردم که پارچه ای سفید روی آن کشیده بودند.
وقتی که من وارد شدم و اشک ریزان سلام کردم، حضرت به من فرمودند: «چرا اینگونه به دنبال من می گردی و این رنج ها را متحمل می شوی؟! مثل این باشید (اشاره به آن جنازه کردند) تا من به دنبال شما بیایم.» بعد فرمودند: «این، بانویی است که در دوره بی حجابی (دوران رضاخان پهلوی) هفت سال از خانه بیرون نیامد تا مبادا نامحرم او را ببیند»!
منبع:فصلنامه تخصصی انتظار، سال دوم، شماره پنجم(به نقل از کتاب شیفتگان حضرت مهدی (ع)، ج۳، ص۱۵۸ و عنایات حضرت مهدی (ع)، ص ۳۶۱)
دین،یگانه رام کننده ی نفس اماره
پیامبر اصحاب خود را به جهاد فرستاد،آنها دلیرانه و شجاعانه و مردانه وظیفه خود را انجام دادند.بعد پیامبر به آنها گفت:
مرحبا به گروهی که از مبارزه ی کوچک و صحنه ی کوچک برگشته اند و هنوز مبارزه ی بزرگ و صحنه بزرگ را در پیش دارند. اصحاب فکر کردند جنگ دیگری در کار هست. سوال کردند:آن مبارزه بزرگ تر صحنه خونین تر کجاست؟فرمود:
آن صحنه،صحنه ی مبارزه با نفس اماره است.
رسول اکرم ص فرمودند: شیطان من به دست من اسلام آورد و رام شد.
کشتن این، کار عقل و هوش نیست
شیر باطن سخره ی خرگوش نیست
کو بخ دریاها نگردد کم و کاست
تنها دین میتواند هماهنگی بین قوه ی خیال و قوه عاقله را انجام دهد.
مثل شهاب ثاقب
جابر بن عبدالله انصاري از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم روايت كند كه فرمود:
«المهدي من ولدي اسمه اسمي و كنيته كنيتي . اشبه الناس بي خَلقا و خُلقا . تكون به غيبة و حيرة تضل فيها الامم. ثم يقبل كالشهاب الثاقب يملاها عدلا و قسطا كما ملئت جورا و ظلما»
مهدی از فرزندان من است. اسم او اسم من و كنیه اش كنیه من (ابوالقاسم) است. از نظر اخلاق شبیه ترین مردم به من است. برای او غیبت و سیرتی است كه در آن، بسیاری گمراه می شوند. آنگاه مثل شهاب ثاقب می آید و زمین را پر از عدل و داد خواهد كرد چنانكه پر از ظلم و ستم شده باشد.
كمال الدين ج1 باب 25 ح1
صبر کن


آسمان غرق ِ ابابیل شود،


دل به آیینه که تبدیل شود،


شادی در هنگام ظهور
امام جعفر صادق (ع) فرمودند: به وقت ظهور ، نشاط و شادی به برزخ نیز سرایت می کند و مؤمنین از فشارهای آن دیار راحت می شوند.
منبع : غیبت نعمانی ص 167
راسخ بودن در ایمان
امام علی (ع): فرمودند:
برای صاحب الزّمان غیبتی است عظیم که باید در محور ایمان راسخ بود زیرا که خیلی ها از ما جدا می شوند حتّی آنها که به مقامات بلند رسیده اند.
منبع : اصول کافی جلد 1